تبلیغات
داراوسارا - شعر خدا

به مادر گفتم: ((آخر این خدا کیست ؟))

 

که هم در خانه ای ما هست وهم نیست

 

تو گفتی  مهربان تر از خدا نیست

 

دمی از بند گان خود جدا نیست

 

چرا هرگز نمی آید به خوابم؟

 

چر ا هرگز نمی گوید جوابم؟

 

نماز صبحگاهت را شنیدم

 

تو را دیدم خدایت را ندیدم.))

 

به من آهسته مادر گفت : ((فرزند!

 

خدا را در دل خود جوی یک چند

 

خدا در رنگ وبوی گل نهان است

 

بهار و باغ و گل از او نشان است

 

خدا در پاکی و نیکی است فرزند!

 

بود در روشنایی ها خداوند .))



تاریخ : جمعه 19 شهریور 1395 | 11:22 ق.ظ | نویسنده : sara e | نظرات
لطفا از دیگر مطالب نیز دیدن فرمایید
.: Weblog Themes By M a h S k i n:.