تبلیغات
داراوسارا - شعربرو کار میکن نگو چیست کار

برو کار می کن مگو چیست کار

که سرمایه ی جاودانی است کار

نگر تا که دهقان دانا چه گفت

به فرزندگان چون همی خواست خفت

که میراث خود را بدارید دوست

که گنجی زپیشینیان اندر اوست

من آن را ندانستم اندر کجاست

پژوهیدن و یافتن از شماست

چو شد مهرگان کشتگه برکنید

همه جای آن را زیر و بالا کنید

نمانید ناکنده جایی زباغ

بگیرید از آن گنج هر سو سراغ

پدر مرد و پوران به امید گنج

به کاویدن دشت بردند رنج

به گاو آهن و بیل کندند زود

هم اینجا ، هم آنجا و هر جا که بود

قضا را در آن سال از خوب شخم

زهر تخم برخاست هفتاد تخم

نشد گنج پیدا ولی رنجشان

چنان چون پدر گفت شد گنجشان



تاریخ : جمعه 19 شهریور 1395 | 11:19 ق.ظ | نویسنده : sara e | نظرات
لطفا از دیگر مطالب نیز دیدن فرمایید
.: Weblog Themes By M a h S k i n:.